شاخص های روابط انسانی

 عنوان: شاخص های روابط انسانی

استاد: دکتر ابوالفضل بختیاری

واحد درسی: رفتار سازمانی

دانشجو: زهرا قنبری- کارشناسی ازشد مدیریت آموزشی

دانشگاه: آزاد اسلامی واحد قم

 مقدمه

شاخص ها یا عواملی که نشان دهنده وجود و بوجودآورنده ی روابط انسانی در سازمان ها و به ویژه محیط های آموزشی و مدارس هستند، آنقدر گوناگون و فراوان هستند که ذکر همه آنها در این نوشته  ممکن نیست. بخشی از این شاخص ها هستند که در برقراری روابط بین مدیران و همکاران و مخصوصا دانش آموزان نقش مهمی دارندمورد توجه قرار گیرد تا بدینوسیله بتوانیم به اهمیت روابط سازمانی و مشخصه ها و همچنین نتایج بدست آمده از برقراری روابط انسانی مطلوب در آموزشگاه و نیز سازمان ها دست یابیم. سعی برآن داریم به برخی از مهمترین این شاخصه ها در این نوشته بپردازیم. 

1- درک توانمندی ها ،استعداد ها ، علایق ، نیازها و مشکلات فراگیران:

همه معلمان و دانش آموزان و حتی اولیا  به عنوان انسان دارای نیاز هایی هستند که سلامت آنها به تأمین آنها بستگی دارد . انگیزه و میل به انجام کار و مسئولیت پذیری انسانها با نیازهای آنها رابطه مستقیم دارد . هر میزان هم خوانی بین نیازهای فرد و کار او بیشتر باشد تحرک او بیشتر خواهد بود . مدیر مدرسه باید تلاش نماید تا بر توانمندی ها واستعداد ها و همینطور  نیاز های افراد زیر مجموعه اش آگاه گردد . و سعی به در فعلیت در آوردن توانمندی های بالقوه و تأمین نیاز های آنان موجبات نزدیک شدن به تحقق اهداف آموزش و پرورش  را فراهم می سازد . مشکلات دانش آموزان  ریشه های مختلف فردی ، خانوادگی ، اجتماعی ،روانی ،فرهنگی ،جسمی یا ترکیبی از برخی از آنها دارد . مدیر باید با کمک مشاوران و معلمان  و اولیا ریشه های مشکل را درک کند و سپس به حل مشکل آنان اقدام نماید بویژه آن که شناخت مشکل دانش آموزی که سن و تجربه کمتری دارند مشکل تر از با افراد با تجربه است .

2- پذیرش تفاوت های فردی :

سازمان آموزش مکان شکوفایی و پرورش  استعداد های دانش آموزان است. اگر چه بیشتر آموزش ها به صورت گروهی انجام می پذیرد اما تعلیم و تربیت  امروز به سوی آموزش فردی پیش می رود. کلاس های درسی مدارس مو قعی اثر بخش و کارای دارد که برنامه های مناسبی برای یکایک افراد با توجه به استعداد هر یک از آنها پیش بینی و اجرا شود برای نیل به این مقصود نقش مدیر بسیار حساس است . مدیر آموزش باید هر فرد را به عنوان یک موجود مستقل و منحصر به فرد بپذیرد. هر چه مدیر توانایی بیشتری در پذیرش تفاوت های فردی داشته باشد در حقیقت توانایی بیشتری به برقراری روابط انسانی دارد..

3- دوست داشتن دیگران :

یکی از موضوعات بسیار حساس در همه مدیریت ها و بویژه مدیریت آموزشی مسله توان با مهارت دوست داشتن افراد زیر مجموعه است. اصولاً کسی نگرش مثبتی نسبت به انسان ها در کل و نیرو هایی که  با آنها کار می کند نداشته باشد مدیر خوبی نخواهد بود . همان گونه که رمز موفقیت  در مدریت موفق شدن در کار کردن با انسانهاست، رمز پیروزی در کارها با انسان ها نیز دوست داشتن همکاران و  انسانها ی است که کار توسط آنان انجام می گیرد. مدیر باید نسبت به همکاران خود علاقه و خیر خواهی داشته باشد. و آنها را از صمیم قلب دوست داشته باشد . تا زمانی که ما کسی را به دلایلی دو.ست نداشته باشیم نمی توانیم با او رابطه حسنه بر قرار کنیم  سنگ زیر بنای دوست داشتن دیگران ارزش قائل شدن برای آنهاست. اگر مدیری به انسانها ی زیر دست و همکاران خود چون افرادی ناتوان، بی کفایت و یا فاقد توان بنگرد ، هیچ دلیلی برای دوست داشتن و احترام به آنها پیدا نمی کند در محیط آموزشی اگر مدیر  فراگیران  را دوست نداشته باشد نمی تواند در آنها تآثیری بگذارند و البته باید به آنان بفهماند که دوستشان دارد.

4- خوب گوش دادن و پذیرفتن افراد :

خوب گوش دادن و خوب شنیدن از مهم ترین عوامل ارتباط و بر قراری روابط انسانی است. بسیاری از مشکلات سازمان ها و عصبانیت ها با خوب گوش دادن به درد و دل ها و مشکلات افراد حل می شود مدیری که توانایی تحمل دیگران را نداشته باشد و نتواند با بردباری به حرف های

همکاران و دانش آموزان گوش دهد، در بر قراری ارتباط موفق نخواهد بود. شاید بسیاری از افسردگی ها، عقده های حقارت و خود نمایی ها با خوب گوش کردن کاهش یا بهبود می یابد .

5- برقراری بهداشت روانی در محیط آموزشی :

هر محیط آموزشی دارای جوی است که ممکن است آن محیط را سرد، خشک، غیر قابل اعتماد، ترس آور، و یا گرم، صمیمی، قابل انعطاف، قابل اعتماد و حمایت کننده تر سازد. هر چه جو سازمان  مثبت تر باشد، برقراری روابط انسانی آسان تر خواهد بود. بالعکس، جو های بسته ، ترس آور و یا منفی سبب بی اعتمادی، ترس، دوری و نفرت افراد از هم می گردد، محیط مناسب رشد ، محیطی است که فرد به طور آگاهانه و با آزادی نسبی بتواند راه خود را انتخاب کند و مسئو لیت های ناشی از انتخاب خود را بپذیرد. مدیریت و رهبری آموزشی مدیران و معلمان تأثیر فراوانی بر محیط آموزشی دارند. محیط های که با همکاری، احساسات گرم و مثبت، اعتماد متقابل، دادن مسولیت و اختیار تصمیم گیری اداره می شود از بهداشت روانی بهتری برخوردارند و در مقابل روش های خود کامه و مستبد که همراه با تهدید ، ترس و اجبار باشد به بهداشت روانی دانش آموزان و کارکنان آسیب می رساند . در حقیقت بهداشت روانی حالت ویژه ای از روان است که سبب رشد و کمال شخصیت افراد در سازمان می شود . در حقیقت بهداشت روانی حاصل مساعد بودن زمینه ها و شرایط برای زیست و رشد فرد در سازمان یا جامعه است .

نتیجه گیری

مدیر آموزشگاه برای ایجاد رابطه ای اثر بخش با همکاران و دانش آموزان ضمن تحصیل دانش و کسب مهارت های مربوط به ایجاد روابط گروهی و میان فردی باید به چند وجه توجه کافی نماید و بر پایه آنها نسبت به ایجاد ارتباط اقدام کند  از جمله توجه به عواملی نیز گشودگی عاطفی و فکری، برد باری و شکیبایی در برخورد با آرا و تفکرات دیگران  گوش دادن فعال و موثر  به منظور دریافت نقطه نظرهای طرف مقابل، به کار گیری رفتار حمایت گرانه و ایجاد جوّ مبتنی وبر صداقت و صمیمیت، نشان دادن همدلی و همدردی و داشتن نگرش مثبت به افراد و اعتقادات آنها و طرز بر خورد بی طرفانه . منصفانه ، روشهایی است که می تواند غنای جو تفاهم و اعتماد و افزایش اثر بخشی ارتباطات مدیران بار افراد و اعضای سازمان به صورتی مؤثر کمک کند . 

 

منبع:  محمد میرکمالی،(1388)، روابط انسانی در آموزشگاه، تهران: یسطرون، فصل چهار       

 

 

دسته بندی نیازهای هفتگانه مزلو

 عنوان: دسته بندی هفتکانه مزلو از نیازهای انسان

واحد درسی: رفتار و روابط سازمانی

استاد: دکتر ابوالفضل بختیاری

دانشجو: زهرا قنبری- کارشناسی ارشد مدیریت آموزشی

دانشگاه: آزاد اسلامی واحد قم

 

مقدمه

مزلو،یکی از روان شناسان معروف آمریکایی،درسال 1954 نیازها را که خاستگاه اصلی انگیزه ها هستند  نخست به پنج دسته به نام سلسله مراتب نیازهای مازلو و در سال 1970 با همکاری روت در هفت دسته تنظیم نمودند. 

مزلو در شمار مهمترین نظریه پردازان نهضت توانایی های انسان است. او کسی است که این دیدگاه را به عنوان "نیروی سوم" در روانشناسی آمریکا معرفی کرد. نظریه مزلو از زیباترین نظریه ها برای تبیین انگیزش های آدمی است . مزلو در ارتباط با انگیزه های آدمی طبقه بندی ویژه ای ارائه داده است که از نیازهای اساسی زیستی شروع شده و در سطوح بالاتر به انگیزه های روانی پیچیده تر می رسد که تنها پس از برآورده شدن نیازهای اولیه نقش مهمی بر عهده می گیرند. در این نوشته به سلسله مراتب نیازهای مزلو و شرح اختصار از آنها خواهیم پرداخت. 

به عقیده ی مزلو رفتار آدمی در یک سلسله مراتب نیازها صورت می گیرد. به این معنا که مهمترین نیازها مانند غذا، آب و هوا و میزان لازم گرما در مهمترین و بنیادی ترین مرتبه این سلسله مراتب قرار می گیرند. در مرتبه ی بعد نیازهای امنیتی مانند امنیت جانی، مالی، شغلی، حیثیتی و جز آن منظور گردیده است. مرتبه ی سوم مواردی مانند نیازهای تعلقی، عشقی، همچون تعلق و عشق به وطن، زادگاه، فرهنگ، خدا، دین و مذهب، خانواده و همسر را در برمی گیرد. مرتبه ی چهارم سلسله مراتب نیازها ویژگیهایی مانند عزت نفس، حیثیت و مقبولیت اجتماعی را شامل می شود که باید ارضاء شوند. این مراتب چهارگانه نیازها را انگیزه های کمبود یا بنیادی نامیده اند.

باید توجه داشت که در هر مرتبه از سلسله مراتب نیازهای مزلو تقدّم و تأخّرهایی وجود دارد. چنانکه در مرتبه ی نیازهای فیزیولوژیکی از میان غذا، آب، خواب، هوا، مواد معدنی و پروتئینی نیاز به هوا در اولوّیت قرار دارد و در نیازهای امنیتی نیاز به امنیت جانی از همه مهمتر است.

پنجمین مرتبه در سلسله مراتب نیازهای مزلو نیازهای شناختی است. بسیاری از آدمیان علاقه ی فراوانی به دانش اندوزی و کسب معلومات دارند و می کوشند در رشته ی مورد علاقه ی خود به بالاترین مدارج تحصیلی دست یابند و وقت خود را به مطالعه بگذرانند و این در صورتی است که نیازهای مراتب پایین تر ارضاء شده باشند.

در ششمین مرتبه از این سلسله مراتب تفاهم میان افراد آدمی از نیازهای بسیار مهم است. امّا تفرقه های فکری، مرامی، دینی و مذهبی موجب پرخاشگری و در نتیجه جنگ های ویرانگر شده اند که هنوز دامنگیر نوع بشر است.

صفحه 1 از 2

 در واقع جامعه ی سالم زمانی به وجود می آید که میان مردم همدلی، همکاری و پیوندجویی حاصل شده باشد و تفاهم یکی از این عوامل کارساز است.

هفتمین مرتبه در این سلسله مراتب نیاز به زیبایی است. زیرا زیبایی هنر است و یکی از جلوه های افراد فرهیخته و خود شکوفاست که از نظر دیداری و شنیداری و هم گفتاری و کرداری با نظم و ترتیب، تقارن و توازن و هماهنگی و تناسب سروکار دارد.

به عقیده ی مزلو اگر همه یا بیشتر نیازهای مراتب هفتگانه رفع شوند فرد به خودشکوفایی  یا کمال استعداد خود دست می یابد و در ضمنِ خودسازی به خود کامروایی نایل می شود و انسانی می گردد که هم خود او و هم دیگران از او رضایت خاطر دارند.

مزلو به این نتیجه رسید که افراد خود شکوفا دارای چند خصیصه مشترک اند. واقعیت را به خوبی درک کرده و قادرند شرایط مبهم را تحمل کنند. خود و دیگران را آنچنان که هستند قبول می کنند. در اندیشیدن و رفتار خود جوشند. بیشتر مسئله مدارند تا خود مدار. از بذله گویی بر خوردارند. بسیار خلاقند. به سادگی همرنگ جماعت نمی شوند . به شادکامی انسان ها علاقه مندند. از تجربه های اساسی زندگی عمیقا لذت می برند. بیشتر با مردمان معدودی روابط عمیق و ارضا کننده دارند تا با تعداد زیادی از مردم. قادرند به نحو عینی به زندگی بنگرند.

نتیجه گیری

مى توان سلسله مراتب نیازهاى مزلو را چون نردبانى پنداشت که باید پیش از رفتن به پله دوم پاى خود را روى پله اول و پیش از پله سوم، روى پله دوم گذاشت، الى آخر. از این رو، پایین ترین و نیرومندترین نیاز، باید پیش از بروز نیاز طبقه دوم برآورده شده باشد و سلسله مراتب به همین ترتیب پیش برود تا پنجمین یا نیرومندترین نیاز، یعنى تحقق خود پدیدار شود. بدین ترتیب، شرط اولیه دست یافتن به تحقق خود، ارضاى چهار نیازى است که در سطوح پایین تر این سلسله مراتب قرار گرفته اند. به دیگر سخن، تحقق خود (خودشکوفایى) عالى ترین سطح سلسله مراتب مزلو است، اما مرتبه اى است که او احساس مى کرد که معدودى از انسان ها، براساس شالوده اى استوار، به آن رسیده و در آن متمکن شده اند. با توجه به اینکه در الگوى مزلو، هر مرحله به مرحله قبلى وابسته است، هر فرد باید در هر مرحله جدید از زندگى خود، تا اندازه اى این نیازها را از نو ارزیابى کند.

منبع:

محمد پارسا، ( 1390 )، دسته بندی مزلو از نیازهای انسان، برگرفته از راسخون ( http://rasekhoon.net/article/ / )

 صفحه 2 از 2

روابط انسانی در آموزشگاه

عنوان: نقش مدرسه در روابط انسانی و انسان سازی

استاد: دکتر ابوالفضل بختیاری

واحد درسی: رفتارهای سازمانی

دانشجو: زهرا قنبری- کارشناسی ارشد مدیریت آموزشی دانشگاه آزاد اسلامی واحد قم      

مقدمـه :

     نقس مدرسه در روابط انسانی و انسان سازی به قدری مهم و حائز اهمیت است که میتوان از آن به عنوان یکی از ارکان اصلی شکل گیری شخصیت انسان نام برد. به راستی پس از خانواده که اولین محل آموزش و تربیت انسان می باشد، مدرسه مهمترین و اصلی ترین محیط آموزشی، فرهنگی و اجتماعی است که انسان ها در آنجا پـرورش یافته و سرنوشت آینده و خـانواده و جامعه خود را ساخته و یـا آن را تغییر   می دهند. از این رو در این نوشتار به نقش مدرسه در روابط انسانی و انسان سازی می پردازیم.

      ساده ترین پاسخ به نقش مدرسه در روابط انسانی و انسان سازی این است که ما فرزندان خود را برای انسان شدن، شکوفایی استعدادها و یادگرفتن روش زندگی و بالاخره پیدا کردن موقعیت ، مسئولیت یا کاری در جامعه به مدرسه می فرستیم. اما مهمترین مسئله انسان شدن است و انسان شدن یعنی خود و اهداف و محدودیتها و موقعیت های خود را به خوبی شناخته و درک نماید. وجود مدرسه به معنی محیطی دارای تعلیم و تربیت است که با استفاده از ابزار و امکانات و برنامه ها به پرورش انسان می پردازد. به گفته کانت " بشر تنها با تعلیم و تربیت آدم تواند شد و آدمی چیزی جز آنچه تربیت از او می سازد، نیست... " به تعبیر کانت  مدرسه جایی است که آدم های تربیت شده و فرزانه یعنی معلمان و مدیران به تربیت نوباوگان مشغول هستند. برقراری روابط انسانی کلید تحقق هدف انسان سازی است و عرصه جاذبه ای انسانی می باشد. کشش ، میل به حرکت ، الگوپذیری و تغییر که کار اصلی آموزش و پرورش است  و کارکردن با انسان ها به منظور تغییر در آن ها، تنها از طریق روابط انسانی اثربخش ممکن می باشد. تحقیقات نشان داده که موفقیت اکثر انسان ها تاثیر پذیر از روابط انسانی آنها  می باشد همانگونه که خداوند متعال یکی از دلایل پیروزی پیامبر اسلام را داشتن اخلاق و رفتار مناسب اعلام می کند. در توضیح اصول هفتاد و شش گانه طرح تغییر نظام آموزشی ، هجده اصل آن مستقیماً با روابط در سازمان آموزش و پرورش و آموزشگاه ارتباط دارد و موضوعاتی از قبیل تعاون کار جمعی، آداب فردی و اجتماعی ، تحکیم روابط خانوادگی ، واگذاری مسئولیت شورا ، مشارکت، ارتباط خانه و مدرسه و ارتباط با سازمان های دیگر بحث می کند. علاوه بر عناوین فوق، در توضیح اهداف تعلیم و تربیت جنبه های دیگر روابط انسانی نظیر ارتباط مسلمانان سایر کشورها و آشنایی با فرهنگ و

صفحه 1 از 2

تمدن ایران و اسلام، پرورش روحیه اخوت ایمانی و تعاون اسلامی و همبستگی فرهنگی و ملی ، پرورش

روحیه امر به معروف و نهی از منکر و ... می توان نام برد. از نظر ایلیچ ، یکی از وظایف مدرسه، انسان بار آوردن دانش آموز است که از این طریق در خدمت جامعه بوده  و مشکلات جامعه را حل کند. روابط انسانی از رابطه یا روابط مثبت و هدفداری که بین دو یا چند انسان وجود دارد صحبت کرد و مظهر وجود و ارزش هاست. به عبارتی روابط انسانی عامل سازنده، تشویق کننده و امید بخش است. این روابط می تواند به اشکالی همچون روابط رسمی، غیر رسمی، خصوصی، کلامی، غیرکلامی، عمودی ، افقی و چند جنبه ای رخ دهد. درعین حال در محیط ها و موقعیت های خاص اجتماعی، فرهنگی، تجاری، بازرگانی، حکومتی و آموزشی برقرار شود. پس نتیجه آن  میشود که یک طرف می خواهد پیام و نیاز خود را به طرف دیگر بیان کند. چرخه نتایج برقراری روابط انسانی بدین گونه ترسیم می گردد که اصل روابط انسانی در مرکز این چرخه قرار می گیرد و عواملی همچون؛ تامین نیازها ، انگیزش، رشد، احساس سودمندی، رضایت خاطر، درک متقابل، تفاهم و اعتماد به نفس حول مرکز این چرخه می باشند.

نتیجـه گیری:

نقش مدرسه و دانش روابط انسانی به مطالعه راه های ایجاد زمینه ها و شرایط مناسب برای زندگی و رشد افراد می پردازد و مدرسه سازمان یا نهاد انسان پروری است که باید آنقدر مجهز و مهیا باشد که بتواند هر نوع استعدادی را در خود پرورش دهد. مدرسه اثربخش و مساعد برای شکل گیری تعلیم و تربیت، مدرسه ای است که تمام عناصر و افراد موثر در آن یعنی مدیر، معلمان، دانش آموزان و اولیا می توانند بدون ترس و دلهره، عواطف و احساسات و خواسته های خود را بیان کنند و مدیر آموزشی خوب کسی است که جوّی به وجود آورد که افراد از روی میل و رغبت خود را به دیگران معرفی کنند. در چنین مدرسه ای، مدیر ضمن اینکه خود در معرفی و شناساندن خود پیش قدم  است، آموزش خودبیانی را به عنوان یکی از کارهای مهم خود در نظر می گیرد. او معتقد است که با این کار، زمینه های شناخت، علائق، استعدادها، شخصیت و نیازهای افراد فراهم می شود و برقراری روابط تسهیل می گردد. متاسفانه، برخی مدیران  مدارس جوّی به وجود می آورند که افراد تعمدا دست به خود سانسوری می زنند و در لاک خود فرو می روند و از ترس آن که از عواطف، احساسات، اسرار و رازهای آنها سوء استفاده شود، مهر سکوت بر لب می زنند و دنیای اطراف خود و دیگران را در پرده ای از ابهام و بیگانگی نسبت به خود فرو می برند.

منابع:

محمد میرکمالی،(1388)، روابط انسانی در آموزشگاه، تهران: یسطرون، فصل یک        

صفحه 2 از 2